آدمهایی از جنس نور

حالا میفهمم که چرا انقدر برای مامان و برادر و خواهرت دلتنگی میکنی .به جرات آدمهایی به مهربونی و خلوص آنها توی دنیا وجود نداره .شاید آدم برای اینکه کسی رو حوشحال کنه ندونه باید چه کاری بکنه ولی وقتی میبینی که آدمها برای خوشحالیت با تمام وجودشون هر کاری میکنند دلت برای هر لحظه شون تنگ میشه.الان دلم برای مامانت ،اکبرتون ،محمد ،فاتی ،نرگس ،لیلا،سارای شیطون ،آرزو ،مهدی و همشون تنگ شده.اونها آدمایی از جنس خوبی و پاکی  و خلوصند و هر لحظه از اینکه چرا زودتر با آنها آشنا نشدم حسرت می خورم.خیلی بزرگوارند که با اینکه دلشون یه دنیا برای خواهرشون تنگ شده آرزو میکنن که هر چه زودتر کار منم درست بشه و بیام پیش تو .از اینکه انقدر خانواده با صفا و صمیمی داری به خودم میبالم و برای همشون آرزوی موفقیت و سلامتی و سربلندی میکنم.

/ 0 نظر / 8 بازدید